آیا تا به حال بزرگ‌سالی را دیده‌ای که مانند یک کودک قشقرق به پا کند؟

آیا تا به حال کسی به تو بی‌توجهی کرده و با سکوتش تو را ناراحت کرده است؟ آیا تا به حال کسی شما را مجبور کرده است که به او کمک کنید در حالی که رضایت نداشتید و به این فکر می کنید چه طور اجازه دادم که آن فرد من را مجبور به کاری کند که دوست نداشتم؟

بیشتر ما تجربه افرادی را داریم که معمولاً قوانین رفتار مودبانه را می شکنند و مرزهای دیگران را نادیده می‌گیرند. اغلب آنها انتظار دارند که ما رفتارشان را توجیه کنیم چون می گویند شرایط باعث شده که آنها به طرز نامناسبی رفتار کنند یا ادعا می‌کنند که ما باعث شدیم آنها به یک شکل خاص واکنش نشان دهند و ما مسئول بی ادبی آن ها هستیم! اما حقیقت این است که همه ما مسئول انتخاب‌های خودمان هستیم و انسان پخته مسيولیت رفتارش را بر گردن دیگران نمی اندازد.

گاهی اوقات احساسات ما بر تفکر منطقی غلبه می‌کنند و این احساسات می‌توانند منجر به رفتارهای نامناسب شوند. اما این بهانه‌ای برای گفتن و انجام هر چیزی که می‌خواهیم نیست و بعد شاید بخواهیم بابت آن عذرخواهی کنیم. در واقع شاید عذرخواهی برای رفتار نامناسب کافی نباشد. گاهی لازم است توجه کنیم چه چیزی باعث آن رفتار نامناسب شده است.

حتما شما بچه هایی را دیده اید که به آن ها یادداده اند وقتی اشتباهی می کنند عذرخواهی کنند. بچه‌ها معمولاً یک دوره‌ای دارند که بدرفتاری می کنند و بعد از بدرفتاری فکر می کنند عذرخواهی همه چیز را درست می‌کند. این طرز فکر تغییر نمی‌کند مگر اینکه علاوه بر عذرخواهی عواقب دیگری برای اعمالشان تعیین شود.

خوب این برای کودکان قابل درک است اما چرا بعضی از بزرگ‌ترها هم بدون توجه به تأثیر رفتارشان بر دیگران، رفتارهای دشواری از خود نشان می دهند؟

انتظار ما این است که بزرگ‌ترها این درس را یاد گرفته باشند که عذرخواهی ممکن است مشکل را حل نکند اما لزوما این این طور نیست. خیلی از بزرگسالان هنوز یاد نگرفته اند که رفتار بد با دیگران عواقبی دارد. بیشتر اوقات انتخاب‌های رفتاری در افرادی که برخورد مناسبی ندارند در طول زمان به عادت تبدیل شده است چون این رفتارها تقویت دریافت کرده اند. مثلاً اگر کسی از دو سالگی قشقرق و دعوا به پا می کرده و همیشه با چنین رفتاری خواسته‌هایش را به دست آورده باشد، چرا باید در ۴۲ سالگی این رفتارها را متوقف کند؟ چرا باید کاری را که سال ها جواب داده، ترک کند؟

مهم‌ترین راهکار برای مقابله با رفتارهای دشوار چیست؟

مهم‌ترین راهکار این است که به رفتار بد پاداش مثبت ندهیم. این به نظر ساده می‌آید، اما یعنی باید با رویارویی با مشکلات راحت باشیم و مرزهایی برای دیگران تعیین کنیم، حتی اگر ممکن است رابطه‌مان آسیب ببیند.

چه دلایلی وجود دارد که مردم در برابر رفتار بد دیگران ایستادگی نمی کنند؟

چند دلیل وجود دارد که افراد ترجیح می دهند از ایستادگی در برابر رفتار بد دیگران خودداری کنند. شما چند تا از این دلایل را تا به حال استفاده کرده‌اید؟

  • واکنش دفاعی فرد خاطی ارزش صحبت کردن ندارد.
  • ممکن است فرد خاطی انتقام بگیرد و پاسخ بدتری بدهد.
  • بعضی از آدم ها همین طور هستند و من واقعاً باور ندارم مردم تغییر می کنند.
  • تنها راه برخورد با آنها این است که صدایت را بلند کنی و احساسات بر تو غلبه کند و من واقعاً از انجام چنین کاری خوشم نمی آید
  • من در این وضعیت هیچ قدرتی ندارم. هیچ کاری نمی توانم بکنم.

راه حل ساده این است که برای فرار از مواجهه با رفتار بد دلیل برای خودمان بتراشیم. چه کسی دوست دارد با هیجانات منفی و دردسرهای رویارویی با رفتار بد ، روبرو شود؟ مشکل این است که سکوت ما به طور ضمنی تأیید رفتار را نشان می دهد و وقتی این رفتار دوباره تکرار می شود، این بار ما بیش تر عصبانی می شویم و خشم بیش تری را باید در درونمان تحمل کنیم . هر چه بیشتر تاخیر کنیم تا به رفتار رسیدگی کنیم، خشم ما قوی‌تر می‌شود. هر چه احساسات ما قوی‌تر باشد، احتمال اینکه رفتار نامناسبی در پاسخ نشان دهیم بیشتر است و وقتی رفتار نامناسبی نشان دهیم تغییر اتفاق نمی افتد. پس انگار در یک چرخه گیر افتاده ایم. راه حل برون رفت این است که در اولین فرصت پاسخ مناسب و قاطعی به رفتار منفی بدهیم. راه حل ساده ما در بلندمدت به یک مشکل بزرگ تر می انجامد که حل آن سخت تر شده.

چه اشکالی دارد صبر کنیم تا کارد به استخوان برسد؟

چندین مشکل وجود دارد:

  1. وقتی که بیش از اندازه تحمل کنیم تا از حد تحمل ما بگذرد در چنین حالتی تمرکزمان بر این گذاشته می شود که به او نشان دهیم چقدر عصبانی هستیم، به جای اینکه بر توصیف رفتار نامناسب و اینکه چه رفتاری برای ما قابل قبول است تمرکز کنیم.
  2. در چنین شرایطی ما خودمان رفتارهایی خواهیم داشت که رفتارهای نامناسبی است و آن ها را از طرف مقابل قبول نمی کنیم . انگار گیر می افتیم. فرد می تواند توجیه کند " که رفتار خودت هم اصلا خوب نیست "
  3. ما اصول خودمان را زیر پا می گذاریم و به صورت ضمنی داریم این را می گوییم که گفتگوهای انفجاری و برون ریزی شدید هیجانی برای ما قابل قبول است.
  4. ما در رابطه‌مان یک نوع حسابرسی و چرتکه انداختن ایجاد کرده‌ایم.

چند راهکار بی فایده دیگر در برابر رفتار بد و دشوار ! آب در هاون نکوبید!

بسیاری از اوقات، افراد تصمیم می‌گیرند همان رفتاری را که فرد خطاکار دارد از خود نشان دهند تا به او بفهمانند "خودش دوست دارند اینگونه با آنها رفتار شود؟." مشکل این است که آنچه در عمل منتقل می شود این است که شما آنقدر با این رفتار موافقید که حاضر هستید خودتان هم در آن شرکت کنید.

بعضی افرد سعی می‌کنند یک پاسخ مناسب را در قالب جملات مشخص حفظ کنند. این معمولاً کارساز نیست زیرا فرد آنچه را که فکر می کردید قرار است بگوید نمی گوید و جملات حفظ شده شما در سناریوی واقعی بی معنا می شوند. یا اغلب افراد شروع به روان کاوی شخص می‌کنند تا برنامه‌ای برای تغییر او طراحی کنند. این کار باعث می شود مقدار زیادی انرژی صرف کنند و در درام زندگی آن شخص گرفتار شوند، و بعد از این تازه متوجه می شوند آن شخص از اینکه مورد توجه واقع شده لذت می برد اما همچنان به همان شیوه‌ای که همیشه داشته، رفتار خواهد کرد.

بسیاری از این راهکارها ممکن است در کوتاه مدت به ما احساس بهتری بدهند، اما تأثیری بر جلوگیری از رفتار دشوار در آینده ندارند.

چه راهکارهایی در برابر رفتارهای دشوار مؤثر است؟

در اینجا پنج راهنمایی برای مقابله با رفتارهای بد آورده شده است:

1. فرد را از رفتار جدا کنید

اگر به کسی بگویید که فرد بدی است، او به شدت دفاعی می شود و این می‌تواند رابطه را خراب کند. تمرکز خود را بر نادرست بودن انتخاب رفتاری که آن شخص انجام داده بگذارید. این کار به شما کمک می کند تا در طول گفتگو احترام خود را نسبت به آن فرد نشان دهید (اینکه واقعاً چه احساسی نسبت به او دارید مهم نیست). با توصیف رفتار نامناسب به شیوه‌ای محترمانه، از این که خیلی احساسی به نظر برسید و فرد به نظرات شما توجه نکند، جلوگیری می‌کنید.

2. ایستادگی در برابر رفتار بد با مقابله به مثل متفاوت است

مقابله به مثل به معنای حمله متقابل یا تلاش برای این است که صدایمان بالاتر از فرد مقابل ببریم و از او تند تر شویم یا حتی بد تر از اینکه وارد بازی هایی بدتر از بازی های او شویم. در هر کدام از این موارد تنها اتفاقی که می افتد این است که ما هم درگیر رفتارهای نامناسب می شویم و به همان اندازه مقصر شناخته می شویم. مقابله صحیح و ایستادگی در برابر رفتار بد به معنای توصیف رفتار نامناسب و بیان این است که چه رفتاری برای شما قابل قبول است. همین و بس. هیچ توجیهی لازم نیست، فقط انتظارات خود را بیان کنید. "Just expectations, no justification!"

3. رفتار آنها را به خودتان نگیرید

هرچند حمله به شخص شما باشد، نباید آن را به خودتان بگیرید. آنچه بیشتر باعث رفتارهای دشوار افراد می‌شود این است که آنها موانعی برای خواسته‌های خود می‌بینند. حالا اتفاقی که افتاده این است که شما در آن لحظه به عنوان مانع ظاهر شده اید. این بدان معنا نیست که اجازه دهید نظرات نامناسب علیه شما مطرح شود. بلکه یعنی در حالی که نظرات آنها را با کلام خود رد می کنید، می‌توانید آرام و با وقار باقی بمانید چون کلمات آنها را به درون خود راه نداده اید. به یاد داشته باشید که النور روزولت گفته است:

"هیچ‌کس نمی‌تواند بدون رضایت شما، شما را حقیر کند."
کافی است رضایت ندهید!

4. آنها مسئول رفتار خود هستند

برخی از افرادی که رفتار نامناسبی دارند سعی می‌کنند کسی را که مورد بدرفتاری قرار می دهند به خاطر "حساس بودن بیش از حد" سرزنش کنند. آنها از این تکنیک استفاده می‌کنند تا اعتبار نظرات کسی را که در برابر حمله شان ایستاده است کاهش دهند. فریب این استراتژی را نخورید. آنها رفتار نامناسبی را انتخاب کرده اند و شما دارید آن ها را با رفتار بدشان رو به رو می کنید. همین و بس. اقداماتی که از آنها انتظار دارید را بیان کنید و مرزهای خود را مشخص کنید. اگر از رفتار یا نظرات آنها آسیب دیده‌اید، اجازه ندهید شما را متقاعد کنند که بیش از حد واکنش نشان داده‌اید. به ویژه نباید استراتژی منفعل-تهاجمی آنها مانند "من فقط شوخی کردم، نمی‌توانی شوخی را تحمل کنی؟" را بپذیرید. به آنها بگویید: "بله، می‌توانم و باور دارم که شما واقعاً نظری جدی داشتید که باید درباره‌اش صحبت کنیم." سپس گفتگو را از آنجا هدایت کنید.

5. یک رفتار جایگزین ارائه دهید

اگر انتخاب رفتاری این فرد واقعاً ناشی از عادت است و اینکه توانسته است از عواقب این رفتار در طی سال ها در امان بماند، واضح است که نیاز به راهنمایی دارد تا بداند چه کار دیگری باید انجام دهد. مثلاً اگر همکار شما دائماً بدون اطلاع وارد دفترتان می‌شود، به او بگویید که وقتی غافلگیر شده‌اید نمی‌توانید گوش دهید. و بیان کنید که در آینده نمی توانید با او صحبت کنید مگر اینکه اول در بزند یا قبل از آمدن تماس بگیرد. همچنین می توانید با بیان اینکه خوشحال خواهید شد یک جلسه هفتگی ۱۰ دقیقه‌ای ترتیب دهید که در آن تمام توجه شما معطوف او باشد، دنبال کردن دستورالعمل های خود را برای او جذاب‌تر کنید. فرمول ساده است: بیان کنید چه رفتاری برای شما قابل قبول نیست و چرا و چه رفتار جدیدی برای هر دوی شما مفید خواهد بود. همچنین باید آماده باشید تا پیشنهادات آنها برای تغییر نحوه تعامل تان را بشنوید چون این نشانه خوبی است که آنها مایل به تغییر هستند.

سخن پایانی درباره برخورد مؤثر با رفتارهای دشوار

برخورد مؤثر با رفتارهای دشوار به معنای پیروزی یا شکست نیست. در واقع، اگر رویکرد "برنده همه چیز" را در پیش بگیرید، در حقیقت با این فرد بر سر یک نبرد مداوم توافق کرده‌اید که هر دو شما را تشویق می‌کند برای رسیدن به پیروزی رفتارهایی را نشان دهید که به مرور زمان نامناسب‌تر می شوند. در این مسابقه هیچ جایزه‌ای وجود ندارد. همه ما شرافت، اعتماد و تمایل تماشاگران برای تعامل با هر یک از ما را از دست می دهیم، که تنها چند نمونه از آن است.

به یاد داشته باشید که هدف اینجا "مقابله با رفتارهای بد و نامناسب" است، به این معنا که انتظارات خود را درباره اینکه چه اقداماتی برای ما قابل قبول است بیان کنیم. هدف "تغییر افراد دشوار" نیست. ما تنها می توانیم خودمان را واقعا تغییر دهیم. واکنش قاطع و در عین حال با تدبیر در برابر رفتار غیرقابل قبول، تغییر خوبی است که هر یک از ما باید انجام دهیم. این قدرت شخصی است. وارد شدن به رفتار بد آنها برای "پیروزی" یعنی واگذاری قدرت شخصیمان به کسی که انتخاب هایش برای خود ما زیر سوال است.

زود تسلیم نشوید. برخی افراد به طور مکرر شما را آزمایش خواهند کرد تا اراده شما برای ایستادگی در برابر رفتارهای نامناسبشان را بسنجند. آنها امیدوارند که شما از تلاش خسته شوید. اما شما خسته نمی شوید چون می دانید زمان و تلاش برای رشد شخصی ارزشش را دارد.